مجموعه عرایض یک دیوانه
  
 
 
مرداد 1385
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
آرشیو
 
سه شنبه 27 تیر ماه سال 1385
شوالیه من :

هر روز غروب از روبرو حمله می کنی .

خورشید پشت سرت است و باد موافقت .

دستانم را سایبانی می کنم برای چشمانم ، شاید از دور سایه ای یا توهمی ....

از خودت می پرسم : بهتر نیست فردا چشمانم را ببندم و دستانم را در آسمان بالا بگیرم ؟

شاید اینبار تو مرا ببینی .

شوالیه سپید من ،

 به صلح بیاندیش .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 52131


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها